بی برقی و دیوانگی
جمعه 7 تير 1387 توسط سپهرمکان: منزل روی تخت خواب
زمان: چند شب پیش ساعت 2 نیمه شب
کم کم احساس گرما می کنم از عمق خوابم که کم می شود متوجه رفتن برق و خاموش شدن کولر و سکوت منزل می شوم، به روی خودم نمی آورم و سعی می کنم سر تک تک اعضای بدن گول بمالم که بیدار نشوند اما سر و صدایشان کم کم بلند می شود:
پاها: ما گرممون شده نمی تونیم بخوابیم
من: خوب برق رفته دیگه ، اما هنوز خونه خنکه، می شه خوابید
بالاتنه یک صدا: ما گرممون شده نمی تونیم بخوابیم !
من: خوب ملحفه رو بکشید کنار خوابتون بگیره ، تو این گرما که کسی ملحفه رو خودش نمی کشه!
دستها ملحفه را می کشند کنار اما صدای اعتراضات هنوز به گوش می رسد
پاها: ما گرممونه نمی بینی عرق کردیم؟!
من: خوب شما هم کمی از هم فاصله بگیرین دیگه تو این گرما که نباید بچسبید به هم که
من با خودم: هوا گرم شده دیگه گول نمی خورن، نمی خوابن!
خودم: بهشون تلقین کن میشه خوابید، به روی اونها نیار که گرمه!!
من: آفرین بچه های خوب بخوابین دیگه ، حالا مگه همه ملت زیر کولر می خوابن؟ ببینید بقیه هم خوابن
ساعت 2:30 : بابا وارد اتاق می شود: کولر رو خاموش کردی؟
من: نه!
همه اعضای بدن: دیدی بقیه هم نمی تونن بخوابن ؟! ما گرممونه نمی تونیم بخوابیم .......
خودم : اه بخشکی شانس! دیگه کی اینارو بخوابونه؟!
من: آره دیگه نمی خوابن
خودم: باز خوبه برنامه ریزی کردن مثل ساعت سال تحویل که هرسال 6 ساعت جلو میره ، برق ها هم تو ساعت های مختلفی قطع می شن، فقط فرقش اینه که اینا هر روز عوض می شن ، یه روز صبح یه روز عصر یه روز شب یه روز هم نصف شب! اگه هر روز ظهر برق می رفت چیکار می کردیم؟
من: برنامه ریزیشون تو ..... اگه برنامه داشتن که این بلا سرمون نمی اومد!
خودم: چطور؟
من: یادته یکی از دوستان می گفت اگه اون دنیای ما ایرانی ها مثل این دنیا مون باشه دیگه تو جهنم مشکلی نداریم؟!
خودم : نه زیاد ، چطور؟
من : خوب فرض کن بخوان اون دنیا با قیف، قیر داغ بریزن تو حلقمون، یه روز قیرش هست قیفش نیست و اون روزی که قیفش هست قیرش نیست! درنتیجه هیچ وقت از عذاب خبری نیست!
خودم: خوب حالا چه ربطی به موضوع داشت؟
من: بابا تو هم آلزایمر گرفتی انگار! مگه یادت نیست که سال پیش وزیر محترم نیرو چپ و راست مصاحبه می کرد که بودجه امسال فقط واسه سد هایی اختصاص پیدا می کنه که امکان قرار گرفتن اونها در مدار تا پایان سال وجود داشته باشه، و تا پایان سال اینقدر سد ساخته میشه و اینقدر مگاوات برق از طریق نیروگاه های برق آبی وارد مدار !
خودم: خوب؟
من: خوب به جمالت دیگه، چند تا سد ساختن رو نمی دونم، اما می دونم تو سرمای زمستون هرچی آب بود واسه تولید برق از پشت سد ها خالی کردن و امسال هم که خشک سالی شد و بارون نیومد و خلاصه سرت رو درد نیارم اون وقت که آب داشتیم، سد نداشتیم حالا که سد داریم آب نداریم!! درنتیجه برق هم نداریم پس گرما داریم.....
خودم : باشه بابا تو هم تو این گرما حال داری ها.........

